ایستاده همچون نخلهای استوار خوزستان؛
قصه بیپایان خدمت نیروهای بهداشت در آنسوی آتش و اضطراب جنگ
به گزارش وبدا خوزستان، امروز، یکشنبه ۱۷ خردادماه ۱۴۰۵، در آیینی به پاس قدردانی از تلاشهای شبانهروزی، ایثارگریها و خدمات ماندگار کارکنان حوزه بهداشت در روزهای جنگ رمضان، جنگ دوازده روزه و اجرای موفق واکسیناسیون سراسری MMR در خوزستان، از فعالان این عرصه تجلیل شد؛ مردان و زنانی که در سختترین شرایط، با تکیه بر تعهد حرفهای و مسئولیت انسانی خود، اجازه ندادند چرخه ارائه خدمات سلامت به مردم متوقف شود و بار دیگر جلوهای از همدلی، فداکاری و پایداری نظام سلامت را به نمایش گذاشتند.
گاهی تاریخ، قهرمانان خود را نه در میدانهای نبرد، بلکه در کوچههای خاکی روستاها، در اتاقهای کوچک خانههای بهداشت و در مسیرهای پر پیچوخم کوهستانی پیدا میکند؛ جایی که صدای خدمت بلندتر از هیاهوی بحران جنگ شنیده میشود. جنگ تحمیلی دوم و سوم، برای مردم ایران روزهایی آمیخته با نگرانی و انتظار بود، اما برای کارکنان حوزه بهداشت خوزستان، آزمون بزرگی بود که در آن، تعهد و مسئولیتپذیری معنایی عینی و ملموس یافت.
امروز نام بسیاری از این خادمان سلامت شاید بر زبانها جاری نباشد، اما ردّ مهربانی، ایثار و مسئولیتپذیری آنان در حافظه مردم خوزستان ماندگار خواهد ماند؛ انسانهایی که در روزهای دشوار، بیهیاهو و بیادعا، از جان و آرامش مردم پاسداری کردند و نشان دادند که روشنترین جلوههای قهرمانی، گاه در سکوت خدمت و در تپش بیوقفه قلبهایی رقم میخورد که برای سلامت مردم میتپند.
در آن روزها، وقتی بسیاری از مردم با دلهره اخبار جنگ را دنبال میکردند، چراغ خانههای بهداشت خاموش نشد. از هور قهرمان و خلیج همیشه فارس گرفته تا کوههای سر به فلک کشیدهی زاگرس، در روستاهای دوردست، در میان عشایر کوچرو و در شهرهایی که هر لحظه درگیر نگرانیهای تازه بودند، مردان و زنانی ایستاده بودند که وظیفه خود را نه یک شغل و وظیفهی سازمانی، بلکه عهدی مقدس با مردم میدانستند.
جنگ، تنها صدای انفجار و دود نیست؛ جنگ یعنی اضطراب مادری که نگران سلامت مسافر کوچکش است، نگرانی سالمندی که داروی روزانهاش را نیاز دارد و دلواپسی خانوادهای در منطقهای دوردست که چشم به راه خدمات سلامت است. در چنین روزهایی، حوزه بهداشت نخستین سنگر آرامش جامعه بود؛ سنگری که بیصدا اما استوار، از سلامت مردم پاسداری میکرد.
در دل این روایت، نامهای بسیاری وجود دارد که شاید هرگز بر تابلوی تاریخ نوشته نشوند و در سکوت و بیادعایی، نگهبان سلامت مردم بودند؛ اما رد پای تلاششان در زندگی هزاران نفر باقی خواهد ماند. در جریان جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان، شبکه بهداشت استان خوزستان به نمادی از پایداری و خدمت تبدیل شد. زنجیرهای گسترده از نیروهای سلامت در سراسر استان، در آمادهباش کامل قرار گرفتند تا کوچکترین خللی در ارائه خدمات به مردم ایجاد نشود.
در مرکز این میدان، معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز قرار داشت؛ مجموعهای که همچون فرماندهی یک جبهه بزرگ انسانی با بیش از هفت هزار نیرو، وظیفه برنامهریزی، هدایت، هماهنگی و نظارت بر خدمات سلامت را در سراسر استان بر عهده داشت. تصمیمهایی که در اتاقهای مدیریت گرفته میشد، در کوتاهترین زمان ممکن به دورترین نقاط خوزستان میرسید.
اما شکوه این حماسه تنها در اتاقهای مدیریت نبود. در روستاهایی که کیلومترها با نزدیکترین شهر فاصله داشتند، بهورزانی فعالیت میکردند که با وجود همه دشواریها، همانند فانوسهایی بودند که در دل شب، خانههای بهداشت را فعال و مسیر سلامت را روشن نگاه میداشتند.
در مناطق کوهستانی و صعبالعبور، جایی که گاهی طبیعت، خود به مانعی بزرگ تبدیل میشود، بهورزان و مراقبان سلامت راه را بر سختی میبستند و از مسیرهایی عبور میکردند که رسیدن به آن، صبر، اراده و عشق به خدمت را میطلبید تا هیچ خانوادهای از مراقبتهای بهداشتی محروم نماند.
در میان عشایر خوزستان نیز قصهای دیگر در جریان بود. کارکنان حوزه بهداشت، همراه با حرکت زندگی عشایری، خدمات سلامت را نیز جابهجا میکردند. گویی سلامت، همسفر کوچهای طولانی شده بود تا حتی یک چادر عشایری نیز از حمایت نظام سلامت دور نماند.
مراقبان سلامت در روزهای دشوار جنگ تنها ارائهدهنده خدمت نبودند؛ آنها پیامآوران امید بودند. بسیاری از خانوادهها پیش از آنکه پاسخ پرسشهای خود را از رسانهها دریافت کنند، آن را از کارکنان حوزه بهداشت میپرسیدند و آرامش میگرفتند.
کارشناسان سلامت خانواده با حساسیتی دوچندان وضعیت مادران باردار، کودکان و سالمندان را پیگیری میکردند. آنان به خوبی میدانستند که بحرانها بیش از همه، گروههای آسیبپذیر را تهدید میکنند و به همین دلیل حتی لحظهای از مراقبت غافل نشدند.
در واحدهای مبارزه با بیماریها نیز تلاش بیوقفهای جریان داشت. کارشناسان این حوزه به صورت شبانهروزی وضعیت بیماریها را رصد میکردند تا در هیاهوی جنگ، هیچ تهدید بهداشتی فرصت گسترش پیدا نکند و سلامت عمومی جامعه در امنیت باقی بماند.
کارکنان سلامت محیط نیز در همان روزها، بیآنکه نامشان شنیده شود، مسئولیت نظارت بر آب آشامیدنی، مواد غذایی و شرایط بهداشتی محیط را بر عهده داشتند؛ مسئولیتی که نقشی اساسی در حفظ سلامت جامعه ایفا میکرد.
اگر جنگ، صحنه آزمون استقامت ملتهاست، حوزه بهداشت خوزستان در این آزمون نشان داد که سرمایه اصلی نظام سلامت، انسانهایی هستند که حتی در سختترین شرایط نیز از مسئولیت خود عقبنشینی نمیکنند. بسیاری از این کارکنان، روزهای متوالی دور از خانوادههای خود مشغول خدمت بودند. آنان نگرانیهای شخصی را کنار گذاشتند تا مردم بتوانند با اطمینان بیشتری روزهای دشوار را پشت سر بگذارند.
در آن روزها، هر خانه بهداشت به سنگری برای دفاع از سلامت تبدیل شده بود؛ سنگری که در آن، سلاحها نه از جنس آهن و آتش، بلکه از جنس دانش، مسئولیتپذیری، مهربانی و تعهد بود.
آنچه کارکنان حوزه بهداشت انجام دادند، تنها اجرای وظایف سازمانی نبود. آنان معنای واقعی خدمت عمومی را به نمایش گذاشتند؛ خدمتی که فراتر از ساعت کاری، فراتر از عنوان شغلی و فراتر از انتظار هرگونه تقدیر و تشکر بود.
امروز وقتی از جنگ سخن گفته میشود، باید از کسانی نیز یاد کرد که در پشت صحنهی برقراری آرامش جامعه ایستادند؛ کسانی که اجازه ندادند چرخه سلامت متوقف شود و مردم در دسترسی به خدمات بهداشتی دچار نگرانی شوند.
آنان سربازان گمنام سلامت بودند؛ نه در خط مقدم یک نبرد نظامی، بلکه در خط مقدم حفاظت از جان و آرامش مردم. مردان و زنانی که نامشان شاید کمتر شنیده شود، اما آثار تلاششان در زندگی هزاران نفر جاری است.
مراسم تجلیل از فعالان حوزه بهداشت، در حقیقت تجلیل از همین روح بزرگ ایثار و مسئولیتپذیری است؛ روحی که در جنگ بار دیگر نشان داد خدمت به مردم، ریشهای عمیق در فرهنگ نظام سلامت ایران دارد. این آیین، ادای احترام به انسانهایی است که در سختترین روزها، همچون درختان نخل خوزستان، استوار و پابرجا ایستادند؛ خم نشدند، عقب ننشستند و اجازه ندادند پرچم سلامت بر زمین بماند.
نظر دهید